مؤلف مجهول
23
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
شد . عارف ديگرى كه در زمان مولانا به قونيه رفت و معين الدين پروانه به او خانقاهى در قيصريه بخشيد ، نجم الدين دايه رازى شاگرد برجسته نجم الدين كبرى بود . « 1 » نكتهء مهم و قابل ذكر اين كه مولوى هنگامى كه دفتر ششم مثنوى را كه آخرين بخش اثر عظيم اوست آغاز كرد ، اوضاع سياسى آناطولى نسبت به پيش وخيمتر مىشد . مولوى از رفتار زشت سربازان كه به خانههاى مردم مىريختند و از حوادث ناخوشايندى كه ساكنان دانشمند قونيه را مبتلا ساخته بود ، شكايت مىكند . « 2 » سرانجام مولانا در روز پنجم جمادى الاخر 672 ه / هفدهم دسامبر 1273 م هنگام غروب آفتاب درگذشت . جامى در نفحات الانس راجع به اين عارف و شاعر برجسته چنين مىنويسد : شمس الدين افلاكى ، صدر الدين قونوى ، فخر الدين عراقى و ديگر رهبران صوفيه نشسته بودند و از مرشد در گذشته ياد مىكردند . عارف بزرگ صدر الدين قونوى گفت : « اگر بايزيد و جنيد در اين عهد بودند ، غاشيه اين مرد مردانه را برگرفتندى و منّت بر جان خود نهادندى ، خوان سالار فقر محمّدى اوست . ما به طفيل وى ذوق مىكنيم . « 3 » » پس از مرگ مولوى اگر چه قونيه در سكوت فرو رفت ، اما تاثير عظيم و شگرف شريعت و شعر او در آسياى صغير و ساير متصرفات عثمانى باقى ماند . چرا كه اشعار مولوى و طريقت مولويه باعث رواج زبان فارسى در آن خطه گرديد . در واقع مىتوان گفت آخرين سالهاى سدهء هفت و هشت هجرى برابر با سيزده و چهارده ميلادى ، سالهاى نكبت و فلاكت براى آناطولى از گرد راه فرارسيد ، زيرا با انقراض تمدن سلجوقى وحدت مركزى از بين رفت . هنگام به تخت نشستن غياث الدين كيخسرو سوم ، حكمران مغول اباقا ، آناطولى را يكى از ايالات خود برمىشمرد و
--> ( 1 ) . نجم الدين كبرى مؤسس سلسلهء عرفانى كبرويه در سال 617 ه . ق در خوارزم به دست مغولان به شهادت رسيد . ( 2 ) . شيمل ، همان كتاب ، صص 51 - 52 - 60 . ( 3 ) . جامى ، نفحات الانس ، ص 464 .